
بیهوده در انتظارمتو به عشق من، باز نخواهی گشتچنان که هیچ کودکیبه رحمxa0مادر خویش!...
ادامه مطلب
می خوام اعتراف کنم که: اگه از عشقت کناره بگیرم، مثه جمال عبدالناصر که از قدرت. مردم مصر شدن و به خیابونا ریختن بلدی، که یعنی برگرد؟...
ادامه مطلب
خالی تر از آنم برایت بنویسم از یاد نرفته، میِ ناب نگاهت؛ بیا باز پُرم کن به یک طرفة العینی!...
ادامه مطلب
از نیش تنهایی مسمومم کجایی تو که آغوشت قوی ترین پادزهر دنیاست!...
ادامه مطلب
میخوام اعتراف کنم که:خدایا به حق روشنیِ این شبهایی که با موسی در طور همکلام شدی، ما رو هم از غار تنهاییمون خارج کن!...
ادامه مطلب
می خوام اعتراف کنم که:xa0یه وقت هایی هست خودتو برا یکی قیمه قیمه میکنی، بعد طرف با یه مکث طولانی میگه، ببخشیدا ولی من گیاهخوارم :/ می مونی، این آدما از زمان مادرمون حوا وجود دارن یا از نکبت های دوران آخرالزمانن! ...
ادامه مطلب
می خوام اعتراف کنم که:xa0شبیه به جمعه ام، نه زوجم، نه فرد. شبیه به حیوانی که نه شکار میکند، نه شکار میشود. به عدد یک که نه اول است، نه غیر اول. شبیه به چیزی که در یک دسته بندی رایج جایی ندارد؛ به آدمی که نه به کسی تعلق دارد و نه صاحب کسی ست. شبیه آدمی هستم که کاملا تنهاست :/ ...
ادامه مطلب
از عطش طفلی روزه دار در یک ظهر گــرم تابســـتان هزار جرعه بیشتر تشنه ام به شهد بودنت زودتر بیا...
ادامه مطلب
زندگی بی تو شبیه شمشیری ست زهرآگین؛ دو بار قادر اســت مرا بکُشد!...
ادامه مطلب